دهانت را می بویند، مبادا گفته باشی آزادی! ( وبلاگ جمهور )

لینک به منبع        
تذکر: منبع غیردگرباش است

پنجشنبه روز عشاق بود ، روز والینتاین. شما هم عاشق بودید، بیش از هر کس دیگری. می شود عاشق نباشی و برای رهایی فریاد بزنی.
پنجشنبه بود و بیش از هر روز دیگر عاشق بودید. برای همین
برابری را زمزمه می کردید. حالا راونه زندان شدید، حتمن به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام با جمع آوری امضا!
یعنی شمایی که می خواهی حقوق برابری با مردان داشته باشید، شمایی که از قوانین تبعیض آمیز بیزارید ، همین شما که حقوق انسانی خود را طلب می کنید، مبلغین علیه نظام و اقدام کنندگان علیه امنیت ملی هستید.
مضحک است می دانم! لابد اگر مدافع بی عدالتی باشی، حقوق بشر را نادیده بگیری و آزادی را نکوهش کنی ، مبلغ نظام و مدافع منافع ملی نام خواهی گرفت. چه نمایش مضحکی.
قضات محترم ، بازپرسان عزیز!
فکر کن این دختری که حقوقش را طلب می کند دختر توست، فکرکن خواهرت حقوق انسانیش را از مسالمت آمیزترین راه می خواهد و مادرت در پی نقض قوانین ضد زن است.
باور کن هیچ کدام از این چیزهای تبلیغ و اقدام علیه نظام و امنیت ملی نیست. باور کن این استبداد و بی عدالتی است که همه ما را تهدید و تحدید می کند. بیا شجاعت به خرج بده و دوستانمان را آزاد کن. نه به قید وثیقه و از روی رافت اسلامی! تنها به این دلیل ظاهرن کم اهمیت که بی گناهند! بیا و بخاطر انسانیتی که در وجودت هست ، عذرخواهی کن برای این چند روزی که دربند بودند! کاش فردا این رویا ، این آرزو تعبیر شود و
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی به خانه های خود برگردند. آنها که بیش از همه عاشق بودند. عاشق آزادی و برابری.
پاورقی:
می خواهم چند سطری برای
رها (راحله عسگری زاده) بنویسم. برای او که فکر می کم خوب می شناسمش. نمی خواهم تصورش کنم بدون دوربینش ، بدون کامپیوتر و مداد و کاغذش!
بدون اینکه بتواند طرحی بزند و زنگی بپاشد به روی کاغذ. کاش وقتی زنگ می زدم آنور خط بود و مثل همیشه سرم غر می زد و می گفت چقدر بی معرفت شده ام و من با بد جنسی تمام سربه سرش می گذاشتم.
مسخره است. رها را بشناسی می فهمی چقدر مسخره است این بگیر و ببندها و اتهامات. باور کنید مضحک تر از این نخواهد شد اگر او را به هر چیزی به جز عاشقی متهم کنند…دوباره شماره ات را می گیرم.

~ توسط 4pesar در فوریه 17, 2008.

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: