تیتر بی تیتر!

  • اول هفته گذشته گفتم دوتا اعتراض در پیش داریم، گه گاه فکر می کنم زیادی عجول هستیم، من نوشته بودم دو اعتراض ولی همین که به اولی پرداختم گفتند چرا اون یکی رو نادید گرفتی و …!
    به هر حال تا اونجایی که شد به دو خبری که در مورد هم احساس ها بود پرداختیم و اگر هم باز خبری بشه و باشیم باز هم خواهیم پرداخت.

  • جالبه! اکثر کسایی که به من و پسر فحش می دن دختر هستن ( یا حداقل با اسم دخترونه پیام می دن )، خانم های محترم! نگران نباشید بلاخره برای شما هم شوهر پیدا می شه و تعداد امثال من زیاد نیست که یه پسر انقدر نگرانتون می کنه که اونطور …!

  • چند روزه تیتر بی تیتر ننوشتم، نه اینکه نخوام، نمی شد، وقتی غوغایی! به پا می شه و تو ناچاری! در متنش باشی دیگه روال عادی معنی نداره!

  • عموما وقتی کاری انجام می شه حاشیه اش بیشتر از خودش جذابه پس بد نیست براتون همه اونچه که باعث شد تقویم گـــ ـی ( به عبارتی تقویمی برای همه ) بیرون بیاد رو براتون بگم.
    تقریبا 24 ساعت قبل از اینکه میرزا کسری تقویم لـــ ـزبــ ـیــــ ـن رو منتشر کنه و برام بفرسته با سایتی آشنا شدم که با استفاده ازش می شد یک تقویم ساخت و به این فکر افتادم که کار با اون سایت رو یاد بگیرم برای ساخت یک تقویم، وقتی میلم رو چک کردم و دیدم میرزا کسری عزیز تقویمی آماده کرده و برای همه ارسال کرده اول خیال کردم که با همون سایت این کار رو کرده اما همین که میل رو باز کردم متوجه شدم که اینطور نیست و کار میرزا کسری انقدر زیبا بود که تصمیم رو حتمی کرد برای انتشار یک تقویم اما بهتر دیدم کس دیگه ای طراحی کنه، چون هم وقتش رو نداشتم و هم توانایی علمی، خوشبختانه دیواری کوتاه تر از پرشان عزیز پیدا نشد و قبول کرد که در صورتی که کمکش کنم تقویم رو طراحی و منتشر کنه.
    تنها کمکی که به پرشان کردم پیدا کردن عکس ها بود و طراحی و جدول بندی و تبدیل و ده ها ریزه کاری دیگه رو خودش انجام داد و نهایت آن شد که دیدین. ( بی تعارف و اغراق تقریبا من هیچ کاری نکردم )
    خوشحالم که کاری واقعا زیبا شده، عکس هاش رو هم مدیون سایت ( wallboyz.com ) هستیم و ای کاش می تونستم حق کپی رایتشون رو پرداخت کنم.
    از بهبد عزیز متشکرم و امیدوارم از این کارها بیشتر و بیشتر ازش ببینیم.

  • اگه بخوام در مورد تقویم بنویسم باید ده بند بنویسم که حسابی کسل کننده می شه ولی بذارید سئوالی که چندتا از دوستان ازم در مورد اینکه چرا مدام می گم تقویمی برای همه رو جواب بدم. عزیزان این عکس ها هیچ گونه نگاه پـــ ــورنــ ــویی ندارند، در هیچ کدوم از این عکس ها دو پسر رو در کنار هم نمی بینید ( البته این متاسفانه داره ولی ناچار بودیم ) و اینکه نگاه هنری که پشت این عکس ها هست می تونه برای هر کسی جذابشون کنه، برای همینه من مدام می گم تقویمی برای همه. ( این نکته رو هم اضافه کنید که این تقویم دارای سه تاریخ خورشیدی، میلادی و قمری است که می تونه مرجع خوبی برای همه عزیزان دگرباشمون در تمام دنیا باشه )

  • از خانه هنری ها به خاطر انعکاس خبر انتشار تقویم متشکرم
  • امروز داشتم یکی از درایوهام رو مرتب می کردم که به فایلی رسیدم که پر بود از موسیقی های قدیم.
    به فـــ ـرهاد و جمعه هاش رسیدم، اونجا که می گه:
    «داره از ابر سیاه خون می چکه
    جمعه ها خون جای بارون می چکه

    آدم از دست خودش خسته می شه
    با لبای بسته فریاد می کنه»
    به گــــ ـوگــــ ـوش اونجا که می خونه:
    «غریب آشنا دوست دارم بیا
    منو همرات ببر به شهر قصه ها
    بگیر دست منو تو دستات
    …»
    به کلی آهنگ زیبا و خاطره انگیز رسیدم. جاتون خالی!

  • امروز از سعید پارسای عزیز یه مطلب روی پسر رفت. من حداقل سه بار از ایشون اجازه خواستم تا وبلاگشون رو روی پسر لینک کنم ولی ایشون گویا راضی نبود ( یا …! ) به هر حال این رو نوشتم تا ازشون عذر بخوام و بگم از ما دلخور نباشن چون گه گاه نمی شه از کنار بعضی مطالب گذشت و حتی اگه بی اجازه هم شده باید لینک یا انعکاسشون داد.

  • تیتر بی تیتر قبلی از ترانه ماه من لیـــلا فـــروهــــر نوشتم، دوست ترنسی لطف کرده و برام نوشته بودش که با تشکر از اون دوست می ذارمش اینجا:
    ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره
    دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره
    ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن
    همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن
    ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه
    خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه…

  • داریم می شیم آهنگ های درخواستی. نبود؟!

  • امیدوارم ولنتاین امسال بودن با یه هم احساس رو از دست نداده باشین. اشتباه نکنید، منظورم بودن با عـــ ـشـــ ــق یا همسر نیست، هرچند که اون هم خوبه ( شاید هم عالی! ) ولی امیدوارم اگر هم نبوده اونطور موردی حداقل کنار یک هم احساس به عنوان حتی یک دوست بوده باشید.

  • خب که چی؟!
    بیا.
    حالا هستم، تا جایی که بتونم هستم، تو و امثال تو هم …!

  • جدیدا آینه های باشگاه برام شدن آینه ی دق، گه گاه بعضی حرفها آدم بی احساسی مثل من رو هم اذیت می کنن، اون روز از اون حرفها شنیده بودم، می خندیدم ولی واقعیت این بود دوست داشتم گریه کنم.
    یه گوشه گیر اوردم و نشستم جلوی آینه، چقدر دوست داشتم بذارم اون اشک های جمع شده، اون بغض خفه کننده رو بشکنم ولی نشد، نمی شد، با اون همه آدم که اطرافم بود…!
    گه گاه واقعا نمی شه بی خیال شد هرچند هی بگی بی خیال.

~ توسط 4pesar در فوریه 15, 2008.

4 پاسخ to “تیتر بی تیتر!”

  1. امیدوارم همیشه در نهایت سلامتی باشی و بنویسی.موفق باشی گلم.

  2. سلام . من نمی دونم چطوری آدرس اراس اس را پیدا کنم.بهم بگید لطفا

  3. gia اگر آدرس وبلاگ خودت را میخواهی، هر سرویسی آدرس مخصوص به خودش را داره که میتونی از راهنمای اون سرویس وبلاگ ببینی ولی در مورد wordpress کافی هست که /feed را به اخر آدرس وبلاگ اضافه کنی

  4. اخ اخ پسر اگه بدونی چه حالی دارم دوست دارم بزنم زیر گوشش چنان بزنمش که به نارگی بگه خیار یه جوری کاردیش کنم که تا عمر داره یادش نره
    میدونی چرا ؟
    چون دوسش دارم و اون بی توجهه !!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: