نظر یکی از خوانندگان پسر و مطلب سعید پارسا در مورد مقاله عصر ایرانی

سخن پسر: در پی انتشار مطلبی در سایت عصر ایران در مورد هـــ ـمـــجـــ ـنــســـ ــگـــرایان که حاوی مطالب خلاف واقع و توهین آمیزی بود از طرف دگرباشان و بلاگرهای دگرباش واکنش هایی اعتراض آمیزی به این مطلب را شاهد بودیم که آنچه در زیر می خوانید گوشه ای از این واکنش ها است.

نظر یکی از خوانندگان پسر در مورد مطلب عصر ایران :

با سلام.به نظر من جامعه از بنياد داراي مشكلات اساسي است. منظورم هم از جامعه به طور اعم كل جوامع بشري در دنيا است. انسانها فكر ميكنند كه اين اكثريت است كه حق حيات دارد و اگر در هر زمينه اي اقليتي وجود داشته باشد هيچ حقي براي او متصور نيست.
اين مطلب در كشوري مثل ايران از شدت بيشتري برخوردار است. هنوز هم اگر كسي در كشور دينش غير از اسلام باشد با بقيه متفاوت است. در اروپا و آمريكا كاري ندارند كه شما دينتان چيست. مسلمان، مسيحي، كليمي يا زرتشتي همه با هم با احترام و ادب برخورد ميكنند. همه حقوق همديگر را رعايت ميكنند و هيچكسي خود را بهتر و برتر از ديگران نميداند. مسيحي به مسلمان توهين نميكند نه اينكه مثل اينجا باشد كه بگوييند كليمي ها يا مسيحي ها نجس هستند. وقتي كه كسي به هموطن خود ميگويد نجس اين كمال حماقت او را ميرساند. مگر مسلمان چه چيزي دارد كه نجس نيست؟ ولي ساير اديان آن را ندارند پس نجس هستند؟ همه ما انسانيم و تنها اين اعمال و رفتار ماست كه در نزد خدا ملاك برتري و پست تري است نه دينمان. اين مطلب درباره رنگ پوست نيز صادق است. زماني بود كه سياه پوستان از ابتدايي ترين حقوق محروم بودند و اين مساله در همين كشورهاي اروپايي و آمريكايي متداول بود. چرا؟ چون اكثريت سفيد پوستان بودند و چون در اكثريت بودند گمان ميكردند كه تنها آنها هستند كه حق دارند تحصيل كنند، كار كنند و از لذات زندگي بهرمند شوند و سياه پوستان حق دارند كه باشند تا در فلاكت و بدبختي زندگي كنند و شاهد خوشگذراني سفيد پوستان باشند و در صورت نياز نقش كارگر را نيز براي سفيدان انجام دهند. در مورد مساله هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي نيز بحث به همين منوال است. همجنس گرايي يك گرايش انتخابي و يا اختياري نيست. اين طور نيست كه فرد وقتي به بلوغ رسيد به او بگوييند لطفا گرايش جــ ـنــــ ـســـــی خود را انتخاب كنيد و او نيز هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي را انتخاب كند. پسري كه تا قبل از بلوغ حتي معني گرايش جــ ـنــــ ـســـــی و رابطه جــ ـنــــ ـســـــی را نميداند چه برسد به اينكه بفهمد هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي چيست، چطور وقتي كه محتلم ميشود در خوابش هيچ اثري از وجود دختري نيست؟ اينها يك سري مسايلي است كه بايد روي آن بحث شود، كار شود و براي مردم باز شود. بايد مردم بفهمند كه هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا كيست و هــــمــــ ـجــــ ـنـــ ـســـــ ـبـــ ــاز كيست؟ نه اينكه به محض اينكه صحبت از هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي مي آيد بگوييند بــ ـچــــ ـه بــــ ـاز، پــــ ـســــ ـر بــ ـاز، اواخــ ـواهـــ ـر، ابـــ ـنــــ ـه اي،منحرف و برچسبهاي ديگري از اين قبيل.
بايد رسانه ملي اقدام به آگاه سازي بكند و به آرامي اذهان را بيدار كرده و آموزش دهد. البته در ايران به دليل بسياري از پارامترها امكان پذير نيست ولي در ساير كشورها بايد اينكار فرهنگي توسط دولت كه قدرت اجرايي دارد انجام شود. ممكن است در ملل اروپايي و كشور آمريكا دگرجنسگرايان به حقوق هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايان احترام بگذارند اما در خيلي از موارد اين احترام به خاطر اهرم قدرتمند قانون است كه بالاي سر افراد است. بايد آنطوري كار شود كه مردم مفهوم هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا را درك كنند و در مناسبات خود با ديگران بيشتر و پيشتر از هر چيزي گرايش جــ ـنــــ ـســـــی فرد نباشد كه در ذهن فرد مي آيد. اكثريت جامعه چون دگرجنسگراست ، هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي را تابو ميداند. و اين تابو دانستن با خود خطرات زيادي دارد…
البته در اين ميان بايد توجه داشت بسياري از رسانه ها كه ادعاي  آنرا دارند كه براي گسترش دموكراسي در ايران تلاش كرده و سالانه ميليونها دلار صرف اين امر ميكنند نظير صداي آمريكا (VOA) به نظر من اين هزينه را بيشتر صرف ايجاد كردن شلوغي در كشور و سرچوب كردن دانشجويان ناآگاه ميكنند كه با دلخوشي به اينكه روزي در كشور دموكراسي برقرار شود خود را با حكومت درگير ميكنند كه عاقبت آن نيز زندان، شكنجه و اعدام است. به عنوان مثال در برنامه زن امروز كه بعد از ظهرها به وقت ايران از اين شبكه پخش ميشود چقدر در رابطه با حقوق زنان هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا صحبت ميشود و يا در بحثي كه چندين روز پيش در رابطه با بلوغ در اين شبكه مطرح بود چقدر به مساله گرايش جــ ـنــــ ـســـــی اشاره شد و در رابطه با آگاهي والدين از اين مساله پرداخته شد؟ يا در طول يكسال چند درصد از برنامه هاي اين شبكه صرف شكستن تابوي هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي در ايران ميشود؟
وقتي پدر و مادر نمفهمند كه تفاوت هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي و هــــمــــ ـجــــ ـنـــ ـســـــ ـبـــ ــازي چيست و برايشان هر دو يك مفهوم را دارد و آن هم مترادف فساد اخلاقي، هـــ ـوســـ ـراني و انحراف است چطور يك نوجوان هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا كه در حساس ترين دوران زندگي يعني بلوغ فكري و جسمي است ميتواند به سلامت از اين بحران بگذرد؟ بايد براي والدين اين مسايل را كامل شرح داد. بايد همانطوري كه والدين در رابطه با تغييرات و اتفاقات بلوغ با فرزند خود صحبت ميكنند در رابطه با گرايشات جــ ـنــــ ـســـــی نيز با او صحبت كنند، او را روشن كنند. نبايد فرزند احساس تنهايي بكند. نبايد بصورتي باشد كه فرزند اطلاعات خود را از در و خيابان بدست آورد زيرا همين كسب اطلاعات از روشهاي اشتباه است كه باعث ميشود نوجوان به هزار و يك راه ديگر برود و علاوه بر آن اطلاعاتي كه بدست مي آورد اشتباه بوده و حتي مورد سوء استفاده نيز واقع شود. وقتي اطلاعات از كوچه و خيابان بود زمينه براي اعتياد، دزدي، ابتلا به بيماري هاي مختلف و غيره فراهم ميشود. اما در پاسخي به آن شخصي كه معتقد بودند مقاله پر بار بوده است بايدعرض كنم كه حضرتعالي اگر اندكي سواد و درك داشتيد يك مقاله كه در آن يك سري مطالب سطحي و هميشه گي مطرح شده است را پر بار نميدانستيد.
براي من قابل درك نيست كه چرا تمام رفتارها، خلاف ها و خطاهايي كه يك فرد ميكند اگر دگرجنسگرا باشد يك مورد عادي است ولي اگر هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا باشد يك خطاي بزرگ و وحشتناك. شما كه به مورد شنكجه شدن اشاره كرديد بد نيست بدانيد كه در بسياري از موارد در زوجهاي دگرجنسگرا يكي از طرفين تمايل به اعمال خشونت عليه فرد مقابل و يا مورد خشونت واقع شدن را دارد. يا اينكه يكي از طرفين دوست دارد كه در مقابل او همسرش با شخص ديگري رابطه داشته باشد. اينها همگي يك سري تمايلات روحي است كه در همه وجود دارد. مثل اين است كه شخصي دوست دارد مقابل آيينه با آهنگ برقصد و از رقص خودش لذت ببرد ولي نبايد اين تمايلات معيار احترام گذاشتن به فرد باشد.
در پايان بايد توجه كنيد كه خيلي از افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند ممكن است يك هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا باشند ولي تا كنون اقدام به آشكار ساختن هويت خود نكرده اند، افرادي كه شما آنها را يك شخص محترم و قابل احترام ميدانيد و در ذهن خود اعتبار زيادي براي او قايل هستيد. اگر كه اين افراد آشكار سازي كنند آنگاه متوجه ميشويد كه هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرا يك بيمار خطرناك نيست كه بايد از آن دوري جست بلكه همانطور كه از هر طيفي و هر قشري از اجتماع دگرجنسگرايي وجود دارد به همين منوال در هر طبقه فكري، تحصيلي، مالي و اجتماعي از جامعه هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايان وجود دارند و هيچ تفاوتي نيز با افراد عادي اجتماع ندارند.
تذكر: آنقدر در مقالات مختلف تفاوت بين هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرايي و هــــمــــ ـجــــ ـنـــ ـســـــ ـبـــ ــازي و مسايلي از اين قبيل توضيح داده شده كه ديگر نيازي به بيان مجدد آن نبود.

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

مطلب سعید پارسا در مورد مقاله عصر ایرانی:

عصر ایران – عصری دلگیر
سایت تحلیل خبری عصر ایران ، در تاریخ 14/11/86 نوشته ( نمی توانم بگویم مقاله ) ای را در مورد هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرایان ترتیب داده بود . که من دیروز یعنی 20/11/ 86 بعد از دیدن آف لاین یکی از دوستان مطلب را دیدم . تا آن روز تنها یک نفر برای آن نوشته پیام گذاشته بود که او نیز علاوه بر اعلام موافقت خود , از نویسنده قدردانی هم کرده بود . وقتی نوشته و پیغام را خواندم خود را ملزم دانستم که کامنتی بگذارم و تنها گوشه ای از حرفهای دلم را به عنوان یک همجنسگرا ( کسانی که به همین سادگی منحرف نامیده می شوند ) برای نویسنده و دیگرانی که وارد سایت مذبور می شوند بنویسم تا یک طرفه قضاوت نکنند. پس از گذاشتن پیام متوجه شدم که بعد از تائید دست اند کاران سایت اجازه رویت می گیرد. اما هنوز هم از کامنت من خبری نیست لذا پیش دستی کرده و کل مطلب به علاوه نوشته خودم را در زیر آورده ام و از دوستانی که به مطلب مذبور نظر داده اند ولی نظر آنها نیز چاپ نگردیده تقاضا دارم در سایتشان به این عمل اعتراض کرده و نظرشان را بنویسند .

این هم کامنت در انتظار رویت من :
مقدمه ات بیش از آنکه حکایت از مقاله ای تاثیرگذار داشته باشد حاکی از ناشی بودن و ناپختگی قلمت بود حداقل در این بحث خاص. دوست عزیز باید بگویم خیلی از پارامترهای مهم زندگی هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرایان را به تصویر نکشیده ای. شما که با سادگی از این گروه به عنوان منحرف یاد می کنید چرا از احساساتشان صحبتی به میان نیاوردید . چرا از رنجهای دوران بلوغ و خودشناسی سخنی به میان نیاوردید. چرا نگفته اید وقتی که در دوران نوجوانی عاشق معلم یا همکلاسی خود می شوند عشقی که شاید به اندیشه های ســـ ـکــــ ـســــ ـی هم آمیخته نباشد چه زجری را باید متحمل شوند هم از نگفتن این راز مگو هم از انزجاری که از خودشان به خاطر این احساس دارند. بزرگی می گفت بدترین درد دردیست که کسی را دوست داشته باشی و بدانی هرگز به او نخواهی رسید و بسیاری از هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرایان با این درد زنده گی کردند . چرا نگفتید که هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرایی یک ترجیح جــنــــســـــی نیست و الا کدام آدمی حاضر بود هدف این همه تیزی پیکان هر کس و … قرار گیرد. مگر حاضر می شد پدر و مادرش ارزوی نوه دار شدنشان را به گور ببرند. چرا ماها عادت کرده ایم که هر کسی هر چیزی گفت ما هم طوطی وار تکرار کنیم و خودمان لحظه ای فکرمان را به تکفر وا نداریم. چرا در مورد آدم ها به سادگی قضاوت می کنید مگر کسی می تواند بگوید چه کسی بد است جه کسی خوب تا دقیقا تجربیات وی را نداشته باشد و جای او زنده گی نکرده باشد. چرا فکر می کنید عشق بین مولوی و شمس آسمانی بود و عرفانی و مقدس اما همین احساس بین دو هـــ ـمـــــجـــ ـنــــ ـســـ ــگــــ ـرای دیگر جرمی است نابخشودنی که حتی پرتاب از مرتفع ترین جای شهر هم کوتاهی است در پاک کردنش. سخن بسیار است و مجالی هم نیست … کاش می توانستم اندکی فقط اندکی آسوده تر حرف بزنم

~ توسط 4pesar در فوریه 15, 2008.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: