تیتر بی تیتر!

  • گویا فعلا نت در کل ایران یک خط در میانه و این سرعت و کیفیت افتضاحتر! از قبل رو چند روزی باید تحمل کنیم. ( امیدوارم موجب وقفه نشه ولی اگر دیدن نیست شدیم بدونید اشکال از ما نبوده )

  • امروز آخرین مطلبی که از مـــاهــــــا روی آرشیو پسر داشتم رو روی نت فرستادم البته امیدوارم بتونم مطالب دیگه ای هم از این نشریه خوب و جاویدان آماده کنم ولی به زودی ( از همین فردا! ) شاهد نشر مطالب چراغ روی پسر هم خواهید بود.

  • گویا این هفته دو اعتراض در پیش داریم، نمی دونم باید چطور گفت «ما را به خیر شما امید نیست شر مرسانید» تا ملت! گوش کنند.

  • در مورد خبر جوون های سردشتی نمی دونم باید چه کنم، شاید مطلبی نوشتم و کمک عمومی خواستم، هرچند…!

  • این رو هم امیر عزیز گویا برای همه! نوشته:
    » این را هم مدتی بود که میخواستم بگم : باور کنید با باز کردن یک صفحه وب و نوشتن 2 خط نظر یا اعتراض چیز زیادی از کسی کم نمیشه ولی تاثیر خواهد داشت، باور کنید! هیچ چوب جادویی وجود ندارد که آن را بگردانیم و مشکلات در مدت کوتاهی تا حد زیادی حل شود پس باید به همین اندک تاثیرها اکتفا کرد یا اینکه در سیاهی و بدبختی فرو رفت «

  • امروز که تقریبا نت برای من قطع بود ( صدمی سرعت می داد )، گفتیم بزنیم به تعطیلات ( البته بعد از ارسال مطلبی که در مورد جک نیکلز بود )، وای که چه حالی داد، شب وقتی داشتم بر می گشتم خونه با خودم می گفتم آخه دیوونه که چی بشه؟!، ببین امروز زدی بیرون ( به بی خیالی ) چه حالی داد، خب چرا باید مدام تا وقتی گیر اوردی بری پشت سیستم و …!، نمی خوام ناز کنم ولی خداییش بی خیالی هم خیلی باحاله

  • برق باشگاه پرید، بین اون همه آدم اون! بود که بلند شد رفت سمت کنتور و مشغول درست کردن قطعی شد، داشتم دیوونه می شدم، طاقت نیوردم و رفتم پیشش واسادم. نگاهی بهم انداخت و گفت:
    _ داشی برو به تمرینت برس خودم درستش می کنم
    _ نمی تونم، می ترسم برات، اینجا هم که ابزار درست و حسابی برای اینکارا ندارن
    لبخندی زد و گفت:
    _ داشی دمت گرم، نگران نباش، بلدم و همین ابزارها هم خوبه
    راست می گفت ابزارها اشکالی نداشتن و من نگران بودم. یه لحظه فکر اینکه نباشه بدجوری آزارم داد، تازه فهمیدم که چقدر …!

  • با یکی از بچه ها در مورد آینده حرف می زدم، بهش گفتم نمی دونم چطور کسی می تونه چندتا عـــ ـشــــ ــق ( بخونید دوستی های زودگذر و باب امروزی ) داشته باشه و درنهایت خودش رو پایبند به یکی کنه و در بودن با اون فرد فقط به اون فکر کنه.
    اون دوست نکته جالبی گفت، گفت اگر واقعا با یکی عــــ ـشـــــ ــق واقعی رو تجربه کنه، اگر به یه دوست داشتن واقعی برسن مطمئن باش دیگه به کس دیگه ای فکر نمی کنن حتی اگر قبل از اون تجربه های دیگه ای داشته باشن.
    نمی دونم چقدر می تونه درست باشه ولی برام نکته جالبی بود و تاحالا اینطوری ندیده بودمش ( تبلیغ منفی بود؟! ) ( لطفا اون نکته منفیش رو نگیرید )

  • عموما دست دادن رو دوست ندارم، دست دادن با بعضی ها برام عذابه، وقتی با اون دست دادم …!، چه حال گندی بود، با خودم می گم رضا خیلی کم تحملی، رضا خیلی احمقی، رضا…!، اما شاید یه ذره هم حق با من باشه، شاید!

~ توسط 4pesar در فوریه 8, 2008.

3 پاسخ to “تیتر بی تیتر!”

  1. فکر کنم خیلی وقته اینجا نیومدم. خوشحالم که هنوز تو رو آپ میبینم

  2. امروز فیلمی که چند ماه پیش در باره هــــ ـمـــ ـجــ ــنـــ ــســـ ــگـــرایان تهران ساخته بودیم در IHAG TV اکران شد، البته با سانسور، فیلم کامل هفته پیش از Chanel+ فرانسه شده. این هم پیوند مستیم :
    http://ihag.forumotion.com/forum-f13/topic-t97.htm

  3. این را هم اضافه کنم که تار کردن صورت ها علارقم تاکید بسیار ما بر عدم انجام این کا و به صورت سرخود از سوی شبکه تلویزیونی انجام شده.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: