تیتر بی تیتر!

  • گویند که لحظه ای است رویدن عـــ ـشـــ ــق، آن لحظه هزار بار دریغت باد ( از چرندیات خودم! )

  • امروز وقتی پیام یکی از دوستان رو خوندم که چرا در مورد اون جوان سنندجی که کشتنش خبری نزدی و مطلبی ننوشتی به خودم لرزیدم. کوتاهی در اینجور موارد غیر قابل جبران و بخششه و نمی دونم چطور عذر بخوام ولی به هر حال سعی کردم با گلچین اخبار حداقل قدری جبران کرده باشم. ( + ، + ، + ، + )

  • چند روزه یه خورده اوضاع بهتر شده، مطلبی هست که لینکش کنیم، یکی می گفت قاعدتا وقتی دیگران مطلب می زنن تو نباید چندان خوشحال باشی چون کارت زیاد می شه، گفتم کاش بزنن، غلط بکنم ناراحت بشم ( جواب جفادی! و خفن به این می گن! )

  • عجب! روزی بود امروز، صبح باید می رفتم مراسم خاکسپاری یکی از اقوام همسایه مون، نه متوفی رو میشناختم و نه چندان خانواده اش رو ولی به هر حال باید می رفتم.
    هیچ وقت مرگ برام قابل فهم نبوده، نمی توم هیچ جوره قدری هم که شده باهاش کنار بیام، نمی فهمم چی می شه آدم می شه … ( حرف زدن در موردش هم برام سخته )
    خیلی کم پیش اومده در مراسم خاکسپاری شرکت کرده باشم و هر بار هم مدتها روم تاثیر منفی گذاشته، این بار هم تقریبا برای دقایقی لال شدم، با حال خراب راهی محل کار شدم که یه خبر غاز! هم دستم دادن و …!
    بعد از ظهر گفتم بی خیال دنیا، باشگاه تعطیل، فکر! تعطیل، اصلا پاشو بزن بیرون، مگه یادت رفته باید بری خرید برای …!، اما همین هم بیشتر گند زد به حالم، آخه فقط با دو نفر می تونستم برم برای این! خرید، یکیشون که چند وقت پیش سر همین خرید گریم انداخت و اون یکی هم جدیدا برای همه ملت وقت داشته باشه برای من یکی نداره. ( دلم خوشه تو دیار خودم هستم و مثلا غریب و تنها نیستم! )، هیچی دیگه، کلا روز بی خودی بود. بی خود تر از قبلی هاش.

  • پای دیگ نذری بودم که شیطنتم گل کرد، رو کردم سمت دخترای جمع و گفتم: چیه همه یه جا جمع شدین و هی پچ پچ می کنین، پاشید بیایید یه خورده هم بزنید تا شاید خدا شوهرهای خوبی نسیبمون! کنه.
    نگاهی به هم کردن و کلی خندیدیم!

  • گیرم نمیاد، آخه به کی گیر بدم؟!

  • خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
    صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
    خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
    بی وفا شه اون کسی که جونت رو براش گذاشتی
    خیلی سخته که تو زمستون غم بشینه روی قلبا
    می سوزونه گاهی قلب رو طعم تلخ بعضی حرفها
    ( یه تیکه از یکی از ترانه های آلبوم جدید لیـ ـلا فــروهــــر بود )

~ توسط 4pesar در ژانویه 23, 2008.

4 پاسخ to “تیتر بی تیتر!”

  1. خوشم اومد كه يه بار هم شد ملت برات وقت تو نداشته باشن! به هر حال چيزي كه عوض داره گله چي !!
    گله هم داره

  2. اتفاقا بهبدجان تا بوده و بوده ملت فقط واسه ما وقت نداشتن!

  3. این آدرس پسر هم فــ ــیــــ ــلــ ــتــــ ـــر شده روی ISP من، احتمالا برای دیگران هم اگر تا حالا نشده فــ ــیــــ ــلــ ــتــــ ـــر خواهد شد، اگر آدرس جدیدی دارید و میخواهید برای عموم اعلام بشه تا فــ ــیــــ ــلــ ــتــــ ـــر گسترده تر نشده اقدام کنید !

  4. این را هم اضافه کنیم که فاصله دادن بین کلمات (تا جایی که من در جریان هستم) در «نحایت» هیچ تاثیری بر فــ ــیــــ ــلــ ــتــــ ـــر شدن یا نشدن نخواهد داشت.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: