قاتلی که امنیت به ارمغان آورد ! ( وبلاگ خانقاهِ شیخ الشیوخ “نادرالدین شاه” )

در عرض چند ساعت خبر در شهر پیچید ، ” یک قاتل پیدا شده هر شب یک نفر را می کشه .”
اصل خبر.
عکس قاتل که توسط پلیس در قرن بیست ویکم در شهر پخش شد .
خبر از دید یک وبلاگ نویس اصفهانی .

اما حقیقت ماجرا ، چند صباحی است ،  مردمان دیار زنده رود صبح اول وقت ، پرس و جو کنان در پی آن هستند که بفهمند امروز قرار است چه کسی را بکشد .و آخر شب خوشحال از آن که جان سالم به در برده اند ، دوست دارند بداند چه کسی را کجا کشته ؟!
اول صبح : امروز قراره یه پسر دانشجو را بکشه ، قراره یه راننده تاکسی بکشه ، قراره یه بچه بکشه ، قراره یه دختر تپل مپل تو دل برو را بکشه و …
آخر شب : امروز یکی را توی نظر کشت ، یکی را توی میدون میوه و تره بار کشت ، یکی را فلکه فرودگاه کشت ، یکی را مفت آباد کشت ، میگن دروازه شیراز تیراندازی کرده و …میگن 400 تا گلوله داره می خواد 400 نفرا بکشه .میگن آخر هفته می خواد بمب گذاری کنه . میگن بعد از اصفهان می ره شهرای دیگه .میگن …
اما نکته ی جالب ماجرا این نیست که اهالی اصفهان با شنیدن این میگن ها بر ترس و لرزشان افزوده می شود ! بدون آنکه اندیشه کنند چه کسی اینها را میگه و یا قاتل از چه مجرای اطلاع رسانی قصد و قرض روزانه اش را به اطلاع عموم می رساند ! ( مطمئنن وبلاگ شخصی که نداره ! )

نکته ی جالب ماجرا این است که این روزها در شهر شهید پرور اصفهان ؛ مخلان اصلی امنیت اجتماعی ، عاملان اصلی براندازی نظام ، نمونه های بارز تبرج در میهن اسلامی ، خدشه دار کنندگان قلب مومنین ، واجب الغسل کننده ی مردان خدا ، تحریک کننده ی اعضای سست ، سست عناصر مردمان و … با خیال آسوده و بدون هیچ ترس و لرزی حتی آنگاه که چکمه به پا دارند و میک آپ بر چهره و پا تا به سر جرم محرضند از کنار بنز های پلیس عبور می کنند بی هیچ هراس و وحشتی ، بدون هیچ ارشاد و مهرورزی ای بدون هیچ … چرا که این مصادیق مفسده ی اجتماع آگاهند که تمام نیروهای امنیتی شهر ترجیح می دهند به جای ارشاد و حفظ ناموس ایشان به حفظ جان خویش بپردازند ، زیرا که پلیس های مقتدر و محبوب ! نیز واقف اند هر لحظه ممکن است توسط قاتل سنگدل ریق رحمت را بنوشند و به دیار باقی بشتابند و در دل حسرت روزهای نه چندان دور را می خورند که برای یافتن سوژه هایشان به پر و پاچه ی بلورین جنس لطیف چشم می دوختند و مجرمان بی دین را شناسایی می کردند ، اما این روزها چه ؟ باید به سر و صورت نکره ی موتورسوارانی کریه المنظر چشم بدوزند در حالی که بیم آن میرود تیری مغزشان را متلاشی کند و مدام دراین اندیشه غرقند که چرا چنین شغلی برگزیدند ! مگر نه آنکه می پنداشتند پلیس مملکت اسلامی جز حفظ ناموس بانوان و مهرورزی ایشان وظیفه ی دیگری بر عهده ندارد !

لینک به منبع

تذکر: منبع غیردگرباش است

~ توسط 4pesar در دسامبر 23, 2007.

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: