تیتر بی تیتر!

  • معروف بود به فقیر شـــب جــمـــعــه، از سر تا ته کوچه کلی کاسب بود.
    یادش به خیر، شـــب جمـــعــه به شـــب جــمعـــه میومد و از کوچمون رد می شد و می گفت:
    شـ ــب جــ ــمــعـــه است، شـ ــب رحمت، شــ ــب تقسیم مهر و لــــذت!

  • گشتاسب جان داره می شه یک هفته، خسته شدم از بس خودم گفتم و خودم گفتم!، لطفا! دیگه از این مدل اعتراض ها نکن.

  • چی بگم ابری و بارون نمی شـــی
    درد و می فهمی و درمون نمی شی
    خیلی وقته می بینم زیر آوار جنون
    من و می بینی و ویرون نمی شی
    دل دیونه خرابـــــم می کنــی
    چرا مثل قدیما خون نمی شی

    آلبوم جدید فریدون محشره، واقعا کارهاش رو دوست دارم

  • دیشب بعد از مدتها سیاسی نوشتم، یادمه یه زمانی کلی سیاسی می نوشتم.
    با خودم گفته بودم بی خیال سیاست، ولی نمی دونم چرا همین که خبر اعــدام ماکوان رو شنیدم اولین چیزی که به خودم قول دادم این بود که از این به بعد از هر وسیله ای برای خراب کردنشون استفاده کنم.

  • خداییش حرفم نمیاد، این سکوت سنگینی که اطرافمه منم خفه می کنه.
    چی بگم؟! به کی گیر بدم؟! دیگه از پر رویی و لجبازیه که دارم ادامه می دم و می نویسم.

  • اون!: سلام، به به داش رضا، پس کو ساکت؟
    من: سلام، امروز برای تمرین نیومدم، فقط اومدم سری به بچه ها بزنم و برم ( دروغ گفتم فقط برای دیدن خودش رفته بودم )
    اون: راستی داشی من هفته آینده یه چند روزی نیستم، می خوام برم تهران، چیزی از اونجا نمی خوایی؟
    من: فقط خودت رو، اونم صحیح و سالم
    اون خندید ولی من نه، موندم این چند روز رو چطور با ندیدنش سر کنم

  • من: داداشی رژ لبم پر رنگ نشده؟!
    داداش: ای بمـــ…! یه سینما می خواییم بریم ها
    من: خوب دیدی یه پســـر خوشگل دید و خواست بپسنده
    داداش: ای کوفت …!
    من: سفید کننده ام چی، اون معلوم نیست؟!
    داداش: ( بس که فحش شنیدم بهتره سانسورش کنم! )

  • اینم چندتا آف:
    »» چیزی را که دوست داری به دست آور وگر نه مجبوری
    چیزی را که به دست می آوری دوست داشته باشی
    »» از زندگي هرآنچه لياقتش را داريم به ما ميرسد نه آنچه آرزويش را داريم
    »» بين هزاران ديروز و ميليون ها فردا . فقط يه دونه امروزه . پس از دستش نديم و ازش لذت ببريم
    »» پرفسور حسابي:جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب مي شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد
    »» هر رفتني رسيدن نيست، اما براي رسيدن راهي به جز رفتن نيست….
    »» انقدر ارزوهايم را به گور بردم كه ديگه جايي براي جسدم نيست

~ توسط 4pesar در دسامبر 13, 2007.

یک پاسخ to “تیتر بی تیتر!”

  1. 1- شب رحمت؟ نه زحمت
    2 -میبینی من هم حرفی ندارم . اما تو واقعا حرف نداری!
    3 -نه چه خصومتی . شما عزیزی.
    4- تو هم احساست مثل کسری خان پاکه . و هم تو باشگاهه
    5 – راست میگه . رضا جوون دست بردار. زشته زشته زشته، مرد که از این کارا نمی کنه! خب اینطوری تو مشتری اونایی میشی که ممکنه واقعا مشتری تو نباشن.تنظیم کن سطح آرایشات بین المللیتو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: