تیتر بی تیتر!

  • آقایون، خانم ها، خانم آقاها و آقا خانم های عزیز باور کنید الان بهترین موقعیته برای فعالیت. خدا این انتخابات های هر ساله رو از ما نگیره که یه چند ماهی خیال ملت راحت می شه که برادران گمناممون! سرشون به خاریدن نمی یاد و دست از سر کچل! ما بر می دارن ( یا اگه بر نمی دارن حداقل کمتر انــگـــولـــک! می کنن ).
    این فرصت ها رو از دست ندین. این روزها روزهای نوشته و هر چی به انتخابات نزدیکتر بشیم امنیت بالاتر هم خواهد رفت. از ما گفتن بود. حالا هی شما چرت بزن!

  • خیلی وقته به ملت گیر ندادیم تنمون بدجوری می خاره. بذار ببینم… آها… کی بهتر از برادر پریشان، نه نه، ببخشید پرشان
    فالش رو که می خونید ( نمی خونید هم چیز زیادی از دست ندادین ) ( شوخی بود نخورید منو! ) گویا داستان داره به اینجاها می رسه که بتونیم بگیم خدا رو شکر هیچ بهبدی زمین نمی مونه، حتی اگر بهبد پریشان، ای وای! ببخشید بازم اشتباه شد، حتی اگر بهبد پرشان باشه، می گی نه؟!، خب بذار اگر ادامش داد اون وقت می فهمی …! ( ما که از بقیش خبر نداریم که..! ) ( خدا به خیر کنه! ) ( باور کنید من خیلی تلخم خواستین بخورنیم لطفا عسل مسل! یادتون نره )

  • من: س س سلام
    اون!: سلام داش رضا
    من: داش چ! می شه بپرسم…
    اون: جونم داش رضا
    من: هیچی ولش کن
    ابروش رو بالا انداخت و عین همیشه گیر داد به وزنه ها. بازم نشد ازش بپرسم چند سالشه. آخه می ترسم. می ترسم ازم بزرگتر باشه و اون وقته که دیگه کنترل نخواهم داشت ( البته امیدوارم بزرگتر هم باشه چون واقعا نازه ) ( خب آخه حیفه بی خیالش بشم ) ( جالبیش اینه تا حالا ندیدم با موبایلش با یه دختر حرف بزنه، مطمئنم اگه اینطوری پیش بره پیش این یکی دیگه کنترلم رو از دست خواهم داد )

  • یه خبر پشت پرده!: خانه هنری ها دارن یه کار توپ می کنن که اگر به سرانجام برسوننش به نظر من که یه کار عالیه

  • فکر می کنم دو باشگاه تو این مملکت کلی بی خودی معروفن!
    اولیش که معلومه باشگاه بدنسازی خودمه!، از بس من از ماجراهای این باشگاه و آدم هاش نوشتم که گه گاه واسه خودم هم دیدن دوباره اش جالبه چه رسه به ملت!
    یکی هم باشگاه … میرزا کسری، اون باشگاه هم دست کمی از باشگاه ما گویا نداره و منم دوست دارم یه بار تمرین اونجا برم ( البته نه به صرف لگد! )

  • بذارید یه باشگاهی دیگه هم بگم ( جون من تعارف نکن! )
    امروز رفته بودم پیش یکی از دوستان که باهاش خیلی راحتم و تقریبا! می دونه هـــمـــ ــجــ ــنــ ـســــ ــگـــرام.
    گفت: به به رضاجان، باشگاه می ری؟!
    گفتم: آره، چند ماهی هست
    گفت: چه خوب، خب بیا با هم بریم، کدوم باشگاه می ری؟!
    گفتم: اتفاقا نزدیک خونه شما است همون باشگاه …
    گفت: ای بابا چرا اونجا؟! بیا بریم باشگاه دو کوچه پایین تر، من و دوستام همه می ریم اونجا، محیط سالمی داره و چندتا از قهرمان های استانی هم میان اونجا
    گفتم: نه قربونت، دیدی اختیار از کف دادم و زیادی اون قهرمان هاتون خوشگل بودن و کار دستتون دادم
    کلی خندیدیم و تهش گفت: ای بابا، راست می گی ها!، اصلا بی خیال رضا جون!

  • خب گلهای عزیزم! قصه ما به سر رسید، کلاغه بهتره بره بخوابه! ( لوس بود خودم می دونم )

~ توسط 4pesar در دسامبر 9, 2007.

10 پاسخ to “تیتر بی تیتر!”

  1. بازم گیر دادی
    میام تو همون باشگاه حالت رو میگیرم داداش

  2. قربونت داش!
    در خدمتیم!

  3. داداش چی !!! حواست باشه ! من بچه چی چی متری آبادم ! هیکل که توپ! گول ظاهرت رو خوردی

  4. حالا!
    البته بد نی یاد شما هم باشه ما محرم ها بچه پشت چی چی هستیم!

  5. آقا این پست های بالایی ربطی به بهبد نداره ها !؟
    ولی چی داداش !!! میخورمت مثه کراتین !!؟ قورتت میدم مثه هویچ !!! بچه چی چی گاه !!!

  6. قربونت!! داش
    آخه هویچ به اون خوبی که واسه خوردن نیست!!!!
    کراتین خونت هم دیدی زد بالا بازم! کار دست خودت دادی
    ها ها ها …!

  7. به هع !!! هی ما میگیم بیخیال بشیم ! هی این پسر کری میخونه ! داداش اصلا بد گیر دادی به ملت ! منم حالیدم بگیرم حالت رو !!!؟ فردا منتظرم باش تا بیام !
    چی ! چی ! چی
    کی بود به کسری گیر داد ! کی بود بهبد رو پریشان کرد ! کی بود پسر رو آپ کرد
    ایییییییییییییی نفس کش

  8. دم در یاهو! منتظرتم. جرات داری آنلاین شو ( اون شکلک دهن گشاد یاهو رو هم متصور شو )

  9. سلام. ها ها ها ها. راستش امروز حسابی خنگ شدم. همش داشتم فکر می کردم منظورت از باشگاه وبلاگمه. خوب صبح زوده دیگه. منم تازه از خواب بیدار شدم. اونم به زور. کلی فکر کردم تا یکدفعه خواب از سرم پرید و یادم افتاد باشگاه یعنی باشگاه ورزشی. ضمنا بیخود می کن می یای بشگاه من. همینکه ستایش دخترخالش را آورد واسه هفت پشتم کافیه.

  10. به به دمت گرمه به خدا.ممنونم از شما آقا رضا.دستت درد نکنه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: