سکوت

کلی نوشتم و پاک کردم. امروز هر کی بهم رسید گفت چته؟! تو یه چیزیت شده؟! یه بغض داشتم که روی آغوش هیچ کس نترکید.
وقتی مطلب میرزا کسری رو خوندم نتونستم اشک نریزم. نمی تونم چیزی زیادی بنویسم.
فقط می تونم بگم:

ماکوان جان، به احترام سکوتت، به احترام صدایی که به گوش نرسید، به احترام حق ات که  ضایع شد، به احترام تنهایی ات حتی وقت مرگ، با نفرت از دستی که طناب به گردنت انداخت، با نفرت از دستی که حکم اعدامت را امضا کرد، با نفرت از چشمانی که آخرین چشم بستنت را دید، و با نفرت از صدایی که نجوای مرگت را سر داد:

خفه می شوم!، سکوت می کنم، ولی نه برای همیشه، فقط برای یک دقیقه، چون باید فریاد کنیم مظلومیتت را و مظلومیتمان را.

~ توسط 4pesar در دسامبر 6, 2007.

4 پاسخ to “سکوت”

  1. اما من دلم میخواد فریاد بزتم !!!
    دوست دارم داد بزنم و به خدا بگم که چرا اینها طبیعی ترین حق ما رو که زندگی کردنه ازمون میگرین
    امروز ماکوان بود ! فردا این و پس فردا اون !؟ شاید به قول یکی از دوستان اصلا مصیبت ذاتی باشیم ! شاید هم یه کفر زمینی !؟
    خدایا هر چی هستیم کی ما رو آفریده ! مگه تو نبودی !؟
    خدایا عشقمون مثه بقیه نیست ! درست !؟
    چرا نباید مثه بقیه زندگی کنیم !
    کی میگه گفتن ابنها به خدا کفره ! کدوم از این آدم های معمولی میتونه عشقش رو از دیگران قایم کنه !؟
    اما ما میکنیم !
    چون مثه بقیه نیستیم !
    یعنی خدایا اونقدر شکل بقیه نیستیم که حق زندگی کردن از ما رو هم بگیرن !؟
    کی میخواد جواب منو بده
    چرا باید ساکت موند

  2. سلام.
    مدتهاست (شاید از همون روز اول) که وبتون رو دنبال می کنم.
    همیشه فکر می کردم که خیلی زود شاهد توقف فعالیتهاش خواهم بود مثل تب تندی که زود عرق می کنه. ولی اینطور نشد…
    خوشحالم که همچنان با قدرت به کارتون ادامه می دین.
    توجه شما به چند بعد مختلف از این دست مسائل ستودنیه.
    خسته نباشید.
    از مطالبی هم که وقت گذاشتین و در مورد ماکوان ارسال کردین متشکرم.
    موفق باشین…

  3. خدايش بيامرزد
    آقا رضا من مي خواستم مطلبي رو بگم
    اول اينكه من كاري به مراحل دادرسي و شواهد پرونده ي ايشون ندارم
    ولي از شما مي پرسم از شمايي كه ويرجينيتي برات خيلي مهمه
    شمايي كه اين همه سال جلوي خودتو گرفتي
    تا ويرجينيتي خودت رو حفظ كني مي پرسم كه اگه يك روز يك قلدر
    رو سرت بيفته و به زور بهت تجاوز كنه چيكار مي كني
    يا مي خوايي اون يارو رو چيكار كنن ؟
    جريمه نقدي خوبه شلاق چي يا شايدم حبس تعذيري
    يا چون طبق قانون بالغ نشده عفو صادر مي كني
    براي اين از شما پرسيدم چون دوستاي ديگه اي هستند
    كه قبلا به دلخواه مرز ويرجينيتي رو رد كردن و حتي مورد تجاوزم
    قرار گرفتن و پوزيشنشون بات هست يا يك لزبين كه اصلا قاضيه خوبي نيست
    ولي شما كه وي هستيد و گي و داراي انديشه ي آزاد چيكار مي كرديد
    آيا تقاضاي اشدمجازات براي كسي كه آزادي و استقلال و حرمت انساني
    شما رو حفظ نكرده و وارد حريم خصوصيت شده و لكه ننگي رو بهت چسبونده
    نمي كرديد و اين اعدام رو عادلانه نمي دونيد …
    چه برسه به يك جوان كه اصلا گي رو ننگ مي دونه و
    نه تنها علاقه اي به اون نداره بلكه به تاپ بودنش هم بي ميله
    و مي بينه كه ويرجينيتيش رو ازش گرفتن و شايد
    به خاطر آبروي خودش يا خانواده ي متهم لاپوشي مي كنه
    و وكيلش بهش مي گه اعترافاتشو پس بگيره چون راه برگشتي نداره
    شما قاضي عادل و بيطرف و خداترس چيكار مي كردي ؟ حكمت چيه ؟

  4. […] پیام داده:” خدايش بيامرزدآقا رضا من مي خواستم مطلبي رو بگماول […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: