اینجا بوی تعفن گرفته است .. ( وبلاگ پرهام فریدنیان )

اینجا بوی تعفن گرفته است ..

بعضی وقتها آدم میخواهد بی تفاوت باشد، نشنود، نگوید، ننویسد و به روی مبارک نیاورد شاید کمی آرام بگیرد … مدتی خود را از هیاهوها دور میکند و اما او تنها موجدیست فراری ….

یک روز دوستی بهم گفت شنیدی فلان شخص دستگیر شد؟ دیدی فلان رئیس جمهور چه گفت؟ با بی تفاوتی گفتم : گور باباشون، راستی هوا سرد شده !!! ..

روزی دوستی بهم گفت ما ایرانی هستیم و ایران وطن ماست … آن روز هم گفتم ایران وطن من نیست …

اما بعضی وقتها آدم به انتها میرسد …
بی حرمتی ها، بی چشم و رویی ها، ظلم ها، بی غیرتیها ….
اینجا وطن من نیست، اینجا بوی تعفن گرفته است ….
فکر میکنید چه حالی با آدم دست میدهد وقتی در گوشه خیابان می ایستد و گشتهای ارشادی را میبیند که ….

مردی را دیدم که مثل یک جوجه دست و پا بسته، با دلهره و ترس، با رنگی پریده گوشه ای ایستاده بود و چشمانش نگران داخل ماشین گشت را خیره نگاه میکرد …. همسرش را به جرم کوتاهی مانتو برای ارشاد گرفته بودند … همسری که کودک چند ماهه ای را حامله بود … با شکم برآمده ….
با خود میگفتم وقتی کنار شوهرش باز میگردد به او چه خواهد گفت …
با خود گفتم بروم و فریاد بکشم ….

گوشه ای ایستاده بودم و قبل از اعتراض اطراف را دقیق تر نگاه کردم و پیش خود تجسم کردم که چه میشود …
رانندگانی که از دور با دیدن ماشین های سبز و سفید پایشان را بر پدال گاز بیشتر فشار میدهند …
فروشنده ای که دست به سینه زده صحنه را نظاره میکرد …
پسرها و دختر های فسقلی که تنها دلخوشی اشان در زندگی اس ام اس ها و تماسهای شبانه و به زبان آوردن حرف های تحریک کننده و فرو نشاندن غریزه و هوس جوانی در کنج تاریک نا کجاآبادهاست …

مردی که ملتمسانه خایه های سروان بی سواد و بی کس و کار را برای بخشیدن زنش میمالد … آخر حامله است …

تجسم کردم که آن وسط فریاد بزنم، هوار بکشم بر سر این بی نامسوها و چه میشود؟؟!! …
یا قنداقی به سرم میخورد و پهن زمین میشوم یا سر آنچه در دستشان هست روی خرخره ام فشار میدهند …
حتی یک نفر را پیدا نکردم که بدانم کنارم می ایستد … رفتم و فراموش کردم آنچه که دیده ام ….
اینجور مواقع از خودم و از همه بدم میاید …
چقدر تهوع آور و پست شده ایم …
آنقدر ازین ها بد تر به سرمان میاید و جیکمان در نمیاید …
اینجا بوی تعفن گرفته است … ظلم بیداد میکند … هر که نمیبیند و انکار میکند مادر فلان است
چقدر حقیر شده ایم
چقدر حقیر شده ایم
نفس بکشیم
بویی که به مشام میرسد بوی ماست
اینجا بوی تعفن گرفته است …

لینک به منبع

تذکر : نقل از یک وبلاگ غیردگرباش است

~ توسط 4pesar در اکتبر 29, 2007.

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: